سيد علي اكبر قرشي
79
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
تعبير « الائمة من قريش . . . » همانند تعبير نهج البلاغه در مسند احمد ج 4 صفحه 241 و ج 3 ، 129 ، 183 ، نيز نقل شده است و نيز خوب است كه بدانيم : محمد عبده از تفسير اين سخن چنان گذشته كه گوئى آن را نديده است زيرا در صورت تعرّض لازم بود كلام ابن ابى الحديد را بگويد . بهر حال اين سخن صريح است كه امامت منصب خدائى است ، و مانند نبوت ، انتخاب مردم در آن راه ندارد چنان كه صريح عقيدهء شيعه است . امامان نمايندگان خدا در زمين هستند . پس از قتل عثمان بن عفّان كه خلافت به آنحضرت رسيد ، ضمن خطبهاى چنين فرمود : « قد طلع طالع و لمع لامع و لاح لائح و اعتدل مائل و استبدل الله بقوم قوما و بيوم يوما و انتظرنا الغير انتظار المجدب المطر و انما الائمّة قوام الله على خلقه و عرفائه على عباده و لا يدخل الجنّة الّا من عرفهم و عرفوه و لا يدخل النار الا من انكرهم و انكروه » خ 152 ، 212 منظور از طالع و لامع و لائح خود آنحضرت است و منظور از مائل و منحرف ، خلافت عثمان است يعنى طالعى مانند نور طلوع كرده ، و نورانيتى برق زد و آشكار شوندهاى آشكار گرديد و حكومت منحرفى به اعتدال در آمد ، خداوند مرا و يارانم را به جاى عثمان و ياران او عوض گرفت و روزى را در جاى روزى قرار داد . ما منتظر تغيير ايام و پيشامدها بوديم چنان كه قحطى زده در انتظار باران باشد حقيقت اين است كه امامان ولىّ امر خدا ، بر خلقند ، نمايندگان خدا بر مردم اند فقط كسى به بهشت داخل مىشود كه امامان را بشناسد و امامان او را بشناسند . و به جهنم داخل نمى شود مگر انكه امامان را نشناسد و امامان او را نشناسند . ناگفته نماند : عرفاء جمع عريف به معنى نقيب و رئيس است . اين كلام با يك بيان لطيف مى گويد : امامت منصب خدائى است ، امام بايد . از جانب خدا منصوب شود ، شناخت و معرفت امام در هر عصر واجب است و گرنه